خطايى ، على اكبر

329

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و منظرها و غرفه‌ها بر گرد او چند آشام . [ آشام ] 235 اوّل از كلّهء پاى او گذشته ، و آشام دوّم به زانوى او نرسيده ، و ديگرى از زانوى او گذشته ، و ديگرى به ميان رسيده ، و ديگرى به سينه ، همچنين تا سر . و سر آن عمارت متكلّف 236 به مقرنس درآورده و چنان پوشيده كه مردم در آن حيران‌اند 237 ، و هشت آشام است و در همه آشامها از درون و برون توان گرديد . و اين بت را ايستاده ساخته‌اند و دو قدم او كه هريك قرب ده گز باشد در بالاى دو تيغهء 238 ريخته ايستاده ، و آن خود نمىنمايد و گويى معلق ايستاده 239 . صد هزار 240 خروار برنج تخمينا در آن عمل خرج شده باشد ، و ديگر بتكان خرد 241 ساخته‌اند از گچ و رنگ‌آميزى كرده 242 و كوهها و كمرها از گچ نموده 243 ، و در آن كوهها و كمرها و غارها و مغاره‌ها صورتگرى كرده چنان كه بخشيان 244 و رهبانان و جوكيان در چلّه نشسته‌اند و رياضت مىكشند 245 . و قچقار و تكه 246 و ببر و پلنگ و اژدرها و درختان نموده و بر ديوارها 247 صورتگريها 248 كرده در كمال مهارت ، و عمارات اطراف در غايت لطافت 249 ، و در اين شهر نيز 250 چرخ گردانى مثل قمجو امّا از آن بزرگتر و به تكلّف‌تر . و همچنين هرروز چهار فرسنگ و پنج فرسنگ مىرفتند تا هشتم ذى الحجه هنوز 251 تاريك بود كه به دروازهء خان‌بالق 252 رسيدند ، شهرى بغايت بزرگ ، چنانچه 253 هر ديوارى يك يك فرسنگ بود 254 و بر ديوارهاى دور شهر به سبب آنكه هنوز عمارت مىكردند صد هزار خوازه بسته بود 255 ، و هنگام صبح دروازه نگشوده بودند ايلچيان را از برجى كه عمارت مىكردند به شهر درآوردند و بر در كرياس پادشاه فرود آوردند 256 و بر در كرياس 257 مقدار هفتصد قدم فرش 258 سنگ تراشيده انداخته بود . پياده از روى فرش گذشته به در اردو 259 رسيدند . بر هر طرف در پنج پيل 260 ايستاده و خرطومها به راه داشته ، ايلچيان از ميان خرطومها گذشتند و درون 261 رفتند . قريب صد هزار آدمى آن زمان را كه هنوز روشن نشده بود بر در سراى پادشاه بودند . چون ايلچيان درآمدند فضايى ديدند بغايت وسيع و جانفزاى و هوائى بسيار لطيف و دلگشا 262 ، و در پيش آن 263 كوشكى كرسى آن سى گز 264 ، و بر بالاى كرسى ستونهاى پنجاه گزى بر پاى كرده و عمارات بر بالاى آن ، و طنبى ساخته شصت گز در چهل گز ، و در پيش ستونها 265 سه دروازه ، ميانى 266 بزرگتر و چپ و راست خردتر ، و اين ميانه ممرّ پادشاه است و از طرفين خلق مىگذرند و بر بالاى كوشك پشت دروازه چپ و راست كوركه و ناقوس نهاده و آويخته و دو 267 كس منتظر ايستاده تا پادشاه كى به تخت